- باورها و دادههای احساسی درباره پول و کسبوکار:
1. پول چرک کف دست است.
2. پول خوشبختی نمیآورد.
3. پولدارها دزدند.
4. خدا نخواسته.
5. پول مثل سایه است، دنبال کسی میرود که نور دارد.
6. بیپول بیاعتبار است.
7. پول همهچیز را میخرد جز عشق.
8. پولدارها مغرورند.
9. پولدار شدن شانس میخواهد.
10. پول مثل آب است، میآید و میرود.
11. پولدارها دل ندارند.
12. پولدارها خوشبخت نیستند.
13. پولدارها بیوجداناند.
14. پولدارها بیدیناند.
15. پولدارها بیرحماند.
16. پولدارها از راه حرام پولدار شدهاند.
17. پولدارها مردم را استثمار میکنند.
18. پولدارها حق فقرا را خوردهاند.
19. پولدارها بیانصافاند.
20. پولدارها بیعدالتاند.
21. پولدارها بیاخلاقاند.
22. پولدارها بیاحساساند.
23. پولدارها بیدوستاند.
24. پولدارها تنها هستند.
25. پولدارها دشمن مردماند.
26. پولدارها بیریشهاند.
27. پولدارها بیفرهنگاند.
28. پولدارها بیهنرند.
29. پولدارها بیسوادند.
30. پولدارها بیمعرفتاند.
31. پولدارها بیغیرتاند.
32. پولدارها بیرحماند.
33. پولدارها بیوجداناند.
34. پولدارها بیدیناند.
35. پولدارها بیاخلاقاند.
36. پولدارها بیانصافاند.
37. پولدارها بیعدالتاند.
38. پولدارها بیاحساساند.
39. پولدارها بیدوستاند.
40. پولدارها تنها هستند.
41. پولدارها دشمن مردماند.
42. پولدارها بیریشهاند.
43. پولدارها بیفرهنگاند.
44. پولدارها بیهنرند.
45. پولدارها بیسوادند.
46. پولدارها بیمعرفتاند.
47. پولدارها بیغیرتاند.
48. پولدارها بیرحماند.
49. پولدارها بیوجداناند.
50. پولدارها بیدیناند.
- طرحواره یانگ و باورهای منفیشان:
1. شکست (Failure)
- من همیشه شکست میخورم.
- دیگران موفقاند، من نه.
- لیاقت موفقیت ندارم.
2. رهاشدگی (Abandonment)
- همه مرا ترک میکنند.
- هیچ رابطهای پایدار نیست.
- دیر یا زود تنها میشوم.
3. بیاعتمادی/بدرفتاری (Mistrust/Abuse)
- هیچکس قابل اعتماد نیست.
- همه میخواهند از من سوءاستفاده کنند.
- اگر نزدیک شوم، آسیب میبینم.
4. محرومیت هیجانی (Emotional Deprivation)
- کسی مرا درک نمیکند.
- نیازهای من مهم نیستند.
- همیشه تنها میمانم.
5. نقص/شرم (Defectiveness/Shame)
- من عیب دارم.
- اگر دیگران مرا بشناسند، طردم میکنند.
- ارزش دوست داشتن ندارم.
6. انزوای اجتماعی (Social Isolation/Alienation)
- من با دیگران فرق دارم.
- هیچجا تعلق ندارم.
- همیشه بیرون از جمع هستم.
7. وابستگی/بیکفایتی (Dependence/Incompetence)
- بدون دیگران نمیتوانم کاری کنم.
- من ناتوانم.
- تصمیم گرفتن برایم غیرممکن است.
8. آسیبپذیری نسبت به ضرر یا بیماری (Vulnerability to Harm/Illness)
- هر لحظه ممکن است اتفاق بدی بیفتد.
- دنیا خطرناک است.
- نمیتوانم از خودم محافظت کنم.
9. درهمتنیدگی/خود تحولنیافته (Enmeshment/Undeveloped Self)
- بدون خانواده یا نزدیکانم هیچم.
- باید همیشه وابسته باشم.
- هویت مستقل ندارم.
10. اطاعت (Subjugation)
- باید همیشه خواستههای دیگران را انجام دهم.
- مخالفت باعث طرد میشود.
- نیازهای من ارزش ندارند.
11. ایثار افراطی (Self-Sacrifice)
- باید همیشه به دیگران کمک کنم حتی اگر خودم آسیب ببینم.
- خوشبختی من مهم نیست.
- فکر کردن به خودم خودخواهی است.
12. جلب توجه/تأییدطلبی (Approval-Seeking/Recognition-Seeking)
- ارزش من به نظر دیگران بستگی دارد.
- باید همه مرا تأیید کنند.
- بدون تحسین دیگران بیارزشم.
13. منفیگرایی/بدبینی (Negativity/Pessimism)
- همیشه اتفاق بد میافتد.
- آینده تاریک است.
- خوشی دوام ندارد.
14. معیارهای سختگیرانه/کمالگرایی (Unrelenting Standards/Perfectionism)
- باید همیشه بهترین باشم.
- اشتباه کردن غیرقابل قبول است.
- ارزش من فقط در عملکردم است.
15. استحقاق/بزرگمنشی (Entitlement/Grandiosity)
- قوانین برای من نیستند.
- من از دیگران برترم.
- باید همیشه خواستههایم برآورده شود.
16. خودکنترلی ناکافی (Insufficient Self-Control/Self-Discipline)
- نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم.
- باید هرچه میخواهم همین حالا داشته باشم.
- تحمل سختی غیرممکن است.
17. تنبیه (Punitiveness)
- اگر اشتباه کنم باید مجازات شوم.
- دیگران باید تاوان خطاهایشان را بدهند.
- بخشش نشانه ضعف است.
18. محرومیت از آزادی/ وابستگی افراطی( (Dependence/Enmeshment variant - گاهی بهصورت ترکیبی دیده میشود.
- من نمیتوانم مستقل باشم.
- آزادی خطرناک است.
- باید همیشه به دیگران تکیه کنم.
- باورهای محدودکننده در روابط با همسر
1. باورهای مربوط به ارزش خود
- من به اندازه کافی خوب نیستم برای همسرم.
- اگر او مرا بشناسد، دوستم نخواهد داشت.
- عشق او موقتی است و دیر یا زود تمام میشود.
2. باورهای مربوط به اعتماد
- همسرم حتماً مرا فریب میدهد.
- هیچکس در رابطه قابل اعتماد نیست.
- اگر به او نزدیک شوم، آسیب میبینم.
3. باورهای مربوط به رهاشدگی
- او مرا ترک خواهد کرد.
- هیچ رابطهای پایدار نیست.
- من همیشه تنها خواهم ماند.
4. باورهای مربوط به کنترل و اطاعت
- باید همیشه خواستههای همسرم را انجام دهم، حتی اگر خودم ناراحت شوم.
- مخالفت باعث دعوا و طرد میشود.
- نیازهای من ارزش ندارند.
5. باورهای مربوط به ایثار افراطی
- خوشبختی من مهم نیست، فقط خوشبختی او مهم است.
- اگر به خودم فکر کنم، خودخواهی است.
- باید همیشه خودم را قربانی کنم تا رابطه بماند.
6. باورهای مربوط به کمالگرایی
- باید همیشه بهترین همسر باشم.
- اشتباه کردن در رابطه غیرقابل قبول است.
- ارزش من فقط به عملکردم در رابطه بستگی دارد.
7. باورهای مربوط به تنبیه
- اگر اشتباه کنم باید مجازات شوم.
- همسرم حق دارد مرا سرزنش کند.
- بخشش نشانه ضعف است.
8. باورهای مربوط به وابستگی
- بدون همسرم هیچ کاری نمیتوانم انجام دهم.
- من ناتوانم و باید همیشه به او تکیه کنم.
- استقلال در رابطه خطرناک است.
9. باورهای مربوط به منفیگرایی
- رابطه همیشه پر از مشکل است.
- خوشی در زندگی مشترک دوام ندارد.
- آیندهی ما تاریک است.
این باورها مثل دیوارهای نامرئی عمل میکنند؛ رابطه را محدود میکنند و اجازه نمیدهند صمیمیت، اعتماد و رشد واقعی شکل بگیرد. - باورهای محدودکننده در رابطه با فرزند
1 .باورهای مربوط به ارزش خود والد
- من والد خوبی نیستم.
- هر کاری کنم کافی نیست.
- فرزندم همیشه از من ناراضی خواهد بود.
2. باورهای مربوط به اعتماد
- بچهها هیچوقت قدر محبت را نمیدانند.
- اگر به او آزادی بدهم، سوءاستفاده میکند.
- فرزندم نمیتواند مسئولیتپذیر باشد.
3. باورهای مربوط به کنترل
- باید همهچیز را برایش تصمیم بگیرم.
- اگر کنترل نکنم، خراب میکند.
- آزادی برای بچه خطرناک است.
4. باورهای مربوط به رهاشدگی
- فرزندم دیر یا زود مرا ترک میکند.
- رابطهی نزدیک با او پایدار نیست.
- او مرا فراموش خواهد کرد.
5. باورهای مربوط به ایثار افراطی
- نیازهای من مهم نیست، فقط نیازهای فرزندم مهماند.
- اگر به خودم فکر کنم، مادر/پدر خوبی نیستم.
- باید همیشه خودم را قربانی کنم تا او خوشحال باشد.
6. باورهای مربوط به کمالگرایی
- باید بهترین والد باشم و هیچ اشتباهی نکنم.
- اگر خطا کنم، فرزندم آسیب میبیند.
- ارزش من فقط به عملکردم در تربیت اوست.
7. باورهای مربوط به تنبیه
- اگر اشتباه کند باید مجازات شود.
- سختگیری تنها راه تربیت است.
- بخشش باعث لوس شدن بچه میشود.
8. باورهای مربوط به وابستگی
- فرزندم بدون من هیچ کاری نمیتواند انجام دهد.
- او همیشه باید به من تکیه کند.
- استقلال او خطرناک است.
9. باورهای مربوط به منفیگرایی
- بچهها همیشه دردسر درست میکنند.
- آیندهی او پر از مشکل است.
- خوشی در رابطه والد–فرزند دوام ندارد.
- باور محدودکننده موفقیت و رشد
1. باورهای مربوط به تواناییهای شخصی:
من به اندازه کافی باهوش نیستم.
استعداد خاصی ندارم.
من آدم موفقی نمیشوم.
همیشه شکست میخورم.
من توانایی تغییر ندارم.
من خیلی پیر شدهام برای شروع.
من خیلی جوانم و کسی جدی نمیگیرد.
من آدم خلاقی نیستم.
من نمیتوانم تصمیمهای درست بگیرم.
من آدم باارزشی نیستم.
2. باورهای مربوط به شرایط بیرونی:
خانوادهام اجازه نمیدهند موفق شوم.
جامعه جلوی پیشرفت مرا میگیرد.
پول ندارم، پس نمیتوانم رشد کنم.
ارتباطات ندارم، پس موفق نمیشوم.
کشور ما جای پیشرفت نیست.
شانس ندارم.
آدمهای موفق همه پارتی دارند.
موفقیت فقط برای پولدارهاست.
اگر شرایط کامل نباشد، نمیتوانم شروع کنم.
دنیا علیه من است.
3. باورهای مربوط به سلامتی و محدودیتهای جسمی:
من آسم دارم، نمیتوانم ورزشکار شوم.
بیماریام مانع موفقیت است.
انرژی کافی ندارم.
بدنم ضعیف است.
نمیتوانم مثل دیگران رقابت کنم.
4. باورهای مربوط به ترس و شکست:
اگر تلاش کنم، شکست میخورم.
شکست یعنی بیارزشی.
شکست باعث میشود همه مرا مسخره کنند.
اگر شکست بخورم، دیگر نمیتوانم بلند شوم.
بهتر است اصلاً تلاش نکنم تا شکست نخورم.
5. باورهای مربوط به مقایسه با دیگران:
دیگران همیشه بهتر از من هستند.
من هیچوقت به پای آنها نمیرسم.
موفقیت برای آدمهای خاص است، نه من.
من خیلی عقب ماندهام.
همه جلوتر از من حرکت کردهاند.
6. باورهای مربوط به زمان و فرصت:
برای موفقیت خیلی دیر شده است.
فرصتها تمام شدهاند.
اگر زود شروع نکرده باشی، دیگر فایده ندارد.
زمان کافی ندارم.
موفقیت فقط در جوانی ممکن است.
7. باورهای مربوط به ارزش و شایستگی:
من لیاقت موفقیت ندارم.
موفقیت برای آدمهای خوب است، نه من.
من ارزش دیده شدن ندارم.
من سزاوار خوشبختی نیستم.
موفقیت من باعث ناراحتی دیگران میشود.
8. باورهای مربوط به کنترل و مسئولیت:
سرنوشت من دست خودم نیست.
همهچیز دست دیگران است.
من هیچ کنترلی روی زندگیام ندارم.
موفقیت فقط به شانس بستگی دارد.
تلاش من هیچ تأثیری ندارد.
- باورهای محدودکننده برای ترسها:
1. ترس از از دست دادن
- اگر چیزی را از دست بدهم، دیگر هیچوقت جایگزین نمیشود.
- از دست دادن یعنی پایان همهچیز.
- بدون آنچه دارم، بیارزش میشوم.
- اگر چیزی را از دست بدهم، دیگران مرا قضاوت میکنند.
- از دست دادن یعنی شکست شخصی.
- من توان تحمل فقدان را ندارم.
- هر چیزی که دوست دارم دیر یا زود از دست میرود.
- باید همهچیز را محکم نگه دارم، حتی اگر خسته شوم.
- از دست دادن یعنی بیپناهی.
- اگر چیزی را از دست بدهم، دیگر خوشبخت نمیشوم.
---
2. ترس از شکست یا عدم پذیرش
- شکست یعنی بیارزشی.
- اگر شکست بخورم، همه مرا مسخره میکنند.
- شکست غیرقابل جبران است.
- من همیشه شکست میخورم.
- دیگران موفقاند، من نه.
- اگر پذیرفته نشوم، یعنی دوستداشتنی نیستم.
- ارزش من به موفقیتهایم بستگی دارد.
- شکست یعنی پایان راه.
- اگر شکست بخورم، دیگر نمیتوانم بلند شوم.
- بهتر است اصلاً تلاش نکنم تا شکست نخورم.
---
3. ترس از نه شنیدن
- اگر کسی به من نه بگوید، یعنی من بیارزشم.
- نه شنیدن یعنی طرد شدن.
- نه شنیدن یعنی شکست.
- اگر نه بشنوم، دیگر نباید دوباره درخواست کنم.
- نه شنیدن یعنی دیگران مرا دوست ندارند.
- نه شنیدن یعنی من کافی نیستم.
- نه شنیدن یعنی بیاحترامی.
- اگر نه بشنوم، باید رابطه را قطع کنم.
- نه شنیدن یعنی بیاعتمادی.
- نه شنیدن یعنی من همیشه اشتباه میکنم.
---
4. ترس از بیماری
- بیماری یعنی پایان زندگی.
- اگر بیمار شوم، دیگر نمیتوانم موفق شوم.
- بیماری یعنی ضعف.
- بیمار بودن یعنی بیارزش بودن.
- بیماری همیشه مرا شکست میدهد.
- اگر بیمار شوم، دیگران مرا ترک میکنند.
- بیماری یعنی تنهایی.
- بیماری یعنی ناتوانی کامل.
- بیماری غیرقابل کنترل است.
- بیماری یعنی مجازات.
---
5. ترس از پیری
- پیری یعنی بیارزشی.
- پیر شدن یعنی تنها شدن.
- پیری یعنی بیماری.
- پیر شدن یعنی پایان شادی.
- پیر شدن یعنی بیفایده شدن.
- پیری یعنی فراموش شدن.
- پیر شدن یعنی بیقدرتی.
- پیری یعنی وابستگی.
- پیر شدن یعنی از دست دادن زیبایی.
- پیری یعنی پایان فرصتها.
---
6. ترس از دست دادن کارمندان
- اگر کارمندانم بروند، کسبوکارم نابود میشود.
- هیچکس جایگزین آنها نمیشود.
- از دست دادن کارمندان یعنی شکست مدیریتی.
- اگر کسی برود، یعنی من رهبر خوبی نیستم.
- کارمندان همیشه بهتر از من میدانند.
- اگر کارمندان بروند، دیگران مرا بیکفایت میدانند.
- از دست دادن کارمندان یعنی بیثباتی.
- کارمندان وفادار نمیمانند.
- اگر کسی برود، یعنی من ارزشمند نیستم.
- از دست دادن کارمندان یعنی پایان رشد.
---
7. ترس از دست دادن معشوق
- اگر او برود، زندگی من تمام میشود.
- بدون او بیارزشم.
- عشق همیشه پایدار نیست.
- دیر یا زود مرا ترک میکند.
- اگر او برود، دیگر کسی مرا دوست نخواهد داشت.
- از دست دادن معشوق یعنی شکست شخصی.
- بدون او نمیتوانم ادامه دهم.
- عشق واقعی همیشه از دست میرود.
- اگر او برود، من تنها میمانم.
- از دست دادن معشوق یعنی پایان خوشبختی.
---
8. ترس از مرگ
- مرگ یعنی پایان همهچیز.
- مرگ یعنی نابودی.
- مرگ یعنی تاریکی مطلق.
- مرگ یعنی جدایی از عزیزان.
- مرگ یعنی بیمعنایی زندگی.
- مرگ همیشه ناگهانی است.
- مرگ یعنی بیپناهی.
- مرگ یعنی پایان فرصتها.
- مرگ یعنی ترس بیپایان.
- مرگ یعنی شکست در زندگی.